قلبها دریچه نفوذ صداقتند و تو که صادقانه نفوذ کردی پایدارترین مهمانی
چراغا رو خاموش کن هوا هوای درده چراغا رو خاموش کن سرگرم گریه باشم یه خورده آرومم کن نشون نده که سردی اگه فکرت هنوزم باهام یکم رفیقه افتادن تقدیر برگ؛ و صبر پاداش آدم؛ پس بی هیچ پاداشی حراج محبت کنیم که همه ما خاطره ایم؛ فقط محبت باقیست
دوس ندارم ببینی چشمی که گریه کرده
میخوام به روت نیارم باید ازت جداشم
فکر نبودن تو دنیامو می سوزونه
چراغا رو خاموش کن چشم و چراغ خونه
حالا وقت دروغه بگو که بر میگردی
از شرم اشکای من رفتی چرا یه گوشه
ازم خجالت نکش چراغا که خاموشه
یه خورده دیرتر برو فقط یه چند دقیقه

مازی این گلهــــــــــــــــــــــــا واسه شماست 
تازه قالبم هم عوض نمودم 
ایستادن اجبار کوه بود؛ رفتن سرنوشت آب بود؛

![]()
بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر![]()
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی برایم ناز کن![]()
من غرورم را شکستم , داشتی ؟
آمدم , حالا تو با من آشتی ؟![]()

| Design By : Pichak |




